|
موضوعات دوستان برچسب ها |
نوشته شده به دست محمد
باورم نمیشه تا امروز سی سال از عمرم گذشت و من سی ساله شدم، روز گرم و طاقت فرسا تو اداره کارمون، پسرم ارسلان رو هم دیروز بردن واکسن چهار ماهگی شو زدن، و امروز حالش زیاد مساعد نیست، تب داره و نا آرومی میکنه... امید وارم فردا خوب بشه. وقتی با خودت فکر میکنی و میفهمی که سی سال از عمرت گذشته یه حس بدی به آدم دست میده، پله های صعود جوانی به پایان رسیده، وقت پایین اومدن رسیده
، زندگی ایی که به اون صورت رضایت مند نبوده برام، حالا باید منتظر بود تا در آینده چی پیش خواهد آومد.برچسبها: جشن سی سالگی, خاطرات
|
درباره وبگاه ![]() تشکر از اینکه به وبگاه من سر زدید، امیدوارم مطالب وبلاگم اونقدر براتون مفید و لذت بخش باشه که باعث بشه دوباره به اینجا سر بزنید. سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران گرفتن خودت از آنها باشد. (پائولو کوئلیو) گورستان ها پر از افرادیست که می پنداشتند چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد. (وینستون چرچیل) در دنیا جای کافی برای همه هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیری، سعی کن جای خودت را پیدا کنی. (چارلی چاپلین) آرشیو مطالب |